باسلام خدمت دوستان عزیز،خصوصا دانشجویان عزیزم ومعلمان ارجمند

چند روز است که علیرغم میل شخصی وباطنی ، به عنوان رییس آموزش وپرورش منطقه2 تهران منصوب شده ام.انتخابی که نه از روی علاقه من بلکه به اجبارهای اخلاقی دوستان که بر من وارد شد، اتخاذ شده است،وگرنه همان طور که به آقای چهاربند در اولین جلسه دیدارم با ایشان گفتم، نه تنها هیچ شوقی برای پذیرش پست اجرایی نداشته وندارم، بلکه فعالیت علمی وپژوهشی را بر هر کاری ترجیح می دهم.

در مدتی که بابنده دراین رابطه صحبت شد آقای دکتر مهر محمدی رییس دانشگاه فرهنگیان نیز به بنده لطف داشته وقصد استفاده  در پست های دانشگاه را داشتند که ظاهرا آقای چهار بند در طول مذاکرات موفق شد وتوانست با زحمت زیاد موافقت ایشان را برای ماموریت من از دانشگاه جلب نماید

ضمن اینکه از دو بزرگوار به خاطر حسن اعتماد به بنده تشکر می نمایم، اما هنوز باورم نمی شود که دوباره به کار اجرایی برگشته ام.قلب من در کلاس درس می تپد ونفسم در کلاس درس بالا می آید وکل صداقت را درکلاس درس یکجا می بینم.

وقتی این مطالب را می نویسم، بغض گلویم را فشرده از بابت دلتنگی برای کلاس درس ودانشجویان عزیزم، هرچند به من قول داده اند چند ساعتی در هفته تدریس داشته باشم.اما منم وکلاس، منم و دانشجویان دوست داشتنی ام.پس از شما می خواهم برایم دعا کنید تا لحظات مسئولیتم، لحظاتی مفید برای آموزش وپرورش باشد.

درپایان عکسی از یک مدرسه در ننگرهار افغانستان را می گذارم.ببینید ونظر بدهید.نمی دانم، آیا ما توانایی آوردن دانش آموزان در شرایط زیر را به مدرسه داریم.در زمانی که همه از کمبود انگیزه در معلمان ودانش آموزان سخن می گویند- که حرف درستی است- ،این معلم ودانش آموزان با چه انگیزه ای درس می دهند ودرس می خوانند.

توکل برخدا