مطبوعات

 اولین و قدیمی ترین رکن عمده « رسانه » است که در سراسر جهان ، از قدرت تاثیرگذاری شگرفی برخوردار می باشد . این بخش از رسانه ، دارای ویژگی و کاستی هایی به شرح زیر است :

الف ـ ویژگی های مطبوعات :

۱ ـ افراد باسواد به مطالعه آن می پردازند . زیرا داشتن سواد مناسب ، لازمه ی بهره بردن از این ابزار فرهنگی است .

۲ ـ به علت ثبت شدن خبرها ، مقالات ، گزارش ، مصاحبه ها و بر روی کاغذ ، ارزش سند بودن آن بیشتر است .

۳ ـ به دلیل وجود عرصه های مختلف فرهنگی ، نشریات نیز می توانند با ظواهر مختلف چاپ شوند .

۴ ـ مطالب ثبت شده در نشریات ، می تواند از تنوع  فراوانی از شکل و ماهیت ، برخوردار باشد و سلیقه های گوناگون را به سوی خود جلب نماید .

۵ ـ مطالعه کننده نشریات ، از فرصت زمانی مناسبی برای انتخاب نشریه مورد علاقه خویش ، برخوردار است .

۶ ـ هزینه راه اندازی یک نشریه ، بستگی به محدوده فعالیت ، صفحات ، رشته تخصصی و دارد ولی به هر حال قابل مقایسه با هزینه های تاسیس یک شبکه ساده و بسیار محدود رادیو و تلویزیونی نیست .

۷ ـ مطالب مطبوعات در رادیو و تلویزیون ، به خوبی قابل استفاده است .

ب ـ کاستی های مطبوعات :

۱ ـ به دلیل محدودیت زمان و نیز اندازه صفحه هر نشریه ، نمی توان بسیاری از خبرها و رویدادها را به کامل برای خوانندگان ، توضیح داد .

۲ ـ مطبوعات ، نمی توانند کلیه حوادثی که را که در یک شبانه روز رخ می دهد برای خوانندگان خویش بازگو نمایند . زیرا تهیه مطالب و چاپ نشریات ، به چندین ساعت زمان نیاز دارد .

۳ ـ  مطبوعات ، از نظر گستره ی توزیع در سطح جامعه نیز دارای محدودیت های مختلفی می باشند .

ساختار روزنامه

روزنامه هارا می توان ازمنظر سه عمل فراوانی انتشار،قطع وتیراژ مورد بررسی قرار داد.

فراوانی انتشار

روزنامه ها می توانند به صورت روزانه ویا هفتگی منتشر شوندبه عنوان نمونه درایلات متحده تقریبا 1650عنوان روزانه و8000 عنوان هفتگی وجود دارد.روزنامه های روزانه معمولا درشهرهای یزرگ یافت می شود.روزنامه های روزانه ممکن است درنوبت صبح،عصرویاتمام روز چاپ شوند.

روزنامه های چاپ صبح وقایع نسبتا کامل روز قبلرامنتشر می کنند.روزنامه های عصر اخبار روز را دنبال می کنند وگزارش های اولیه از وقایع روز بعد را فراهم می آورند.

روزنامه های هفتگی ممکن است درشهر های کوچک منتشر شوند ،جایی حجم اخبار تکافوی روزنامه یومیه را نمی دهد.

قطع

روزنامه ها معمولا دردوقطع منتشر می شوند.نوع اول "قطع کوچک" نام دارد که دارای 5یا 6ستون وهر ستون حدود 2اینچ عرض ومجموعا طول آن تقریبا 14اینچ دارند.این قطع ،آن راشبیه یک مجله دوخته می سازد.

قطع دوم که به "قطع استاندارد"یا روزنامه صفحه بزرگ معروف است به اندازه دوبرابر قطع کوچک است که معمولا دارای هشت ستون پهنا و300سطر طول یا 22اینچ طول با 14اینچ پهناست.ممکن است برخی از روزنامه ها بنا به دلایل زیبایی شناختی عرض خود را به 6ستون کاهش بدهند

تیراژ

منظور از آن تعداد روزنامه های به فروش رفته می باشد.تیراژ برخی روزنامه ها سراسری وبرخی محلی ومنطقه ای می باشد.در برخی کشور ها که گروه های قومی ویا خارجی زبان وجود دارد روزنامه ها به سمت این گروه ها گرایش داشته وتیراژهای خاص آنها را دارند.مثلا درایالات متحده،یک روزنامه اسپانیایی زبان درمیامی منتشر می شود.یا درشهر نیویورک روزنامه هایی به زبان چینی،اسپانیولی،روسی ،یهودیان اروپایی،آلمانی وویتنامی به چاپ می رسد.

خوانندگان روزنامه

تمامی طبقات درآمدی،سطوح تحصیلی،گروه های سنی وافراد با زمینه های قومی از خوانندگان روزنامه به حساب می آیند.هرجند خوانندگان روزنامه ها درسال 1992 ،115میلیون نفر بوده که درمقایسه با دهه 1960 رقم 68 درصد کاهش داشته اند،اما هنوز جایگاه خاص خود را دارند.

درمطالعات مخاطبین روزنامه درایالات متحده مشخص شده مردان بیشتر به خواندن اخبار جدی وورزشی تمایل دارند اما زنان اولویت خاصی ندارند.ضمن اینکه فروش روزنامه ها در روز یکشنبه درمقایسه با سایر روزها بیشتر بوده است.

2.مجلات

به اعتقاد رخی از صاحب نظران رسانه امروزه عصر تورق مجلات است.عصری که 80درصدخوانندگاناطلاعات خودرا از عناوین خبرها،سرخط های فرعی،نوشته های درشت وتصاویر به جای مقالات کسب می کنند

ساختار مجلات

مجلات را برحسب فراوانی انتشار ومخاطب طبقه بندی می کنند .ضمن اینکه می توان برطبق پوشش جغرافیایی،جمعیت شناختی وتنوع مقالات آنها نیز طبقه بندی کرد.

مخاطب

مجلات از نظر مخاطب به سه دسته تقسیم می شوند

مجلات مصرف کننده:به مصرف کنندگانی برمی گردد که محصولات را برای مصرف می خرند.این مجلات را پست،دکه های روزنامه فروشی یا فروشگاه ها توزیع می کنند

مجلات کسب وکار:این مجلات متوجه خوانندگان دارای کسب وکار است که خوداین نوع از مجلات به این موارد تقسیم می شوند:مجلات تجاری(خرده فروشان،عمده فروشان وسایر توزیع کنندگان آنها را می خوانند)،مجلات صنعتی(صنعتگران خواننده آنها هستند) ومجلات حرفه ای(پزشکان،حقوقدانان و...)

مجلات کسب وکار بر حسب انتشار به عمودی وافقی تقسیم می شوند.یک نشریه عمودی،مطلب واطلاعات مربوط به یک موضوع را ارائه می کند.

مجلات کشاورزی:برای کشاورزان وکسانی که به فعالیت های کشاورزی مشغولند،ارسال می شوند

از نظر جغرافیا نیز می توان گفت،مجلات ممکن است مناطق مشخصی را پوشش دهند.حوزه تحت پوشش ممکن است به کوچکی یک شهر باشد یا به وسعت چند استان باشد

از نظر جمعیت شناختی نیز می توان مجلات را تقسیم بندی کرد.مثلا براساس سن،درآمد،اشتغال وسایر طبقه بندی ها گروه بندی می کنند

محتوای مقالات نیز از دیگر شاخص های طبقه بندی مجلات است مانند مقالات مربوط به زنان،مسکن،کسب وکار ویا علایق خاص مانند ورزشی خاص

 مشخصات ظاهری مجلات:متداول ترین اندازه های صفحات مجلات 11*8.5 اینچ ویا 9*6 اینچ می باشد

توزیع وتیراژ:روش به کار رفته برای توزیع یک مجله تاحدی ساختار آن را منعکس می کند.تحویل سنتی ،توزیع از طریق دکه های روزنامه فروشی یاتحویل خانه به خانه از روشهای توزیع می باشد.

نکته قابل توجه در مود مجلات ان است که مجلات به سمت تخصصی شدن درحال حرکت هستند.

رادیو وتلویزیون
برنامه هاي تلويزيوني وجه اشتراك موضوعي بسياري با برنامه هاي راديويي دارند هر دو رسانه قادرند و حق دارند در مورد زلزله، اخلاق، تاريخ، جهانگردي و موضوع هاي ديگر برنامه بسازند. اما هر موضوع معين در تلويزيون بايد تلويزيوني و در راديو بايد راديويي باشد اين تصور قديمي كه تلويزيوني شدن يك موضوع با افزودن تصوير ميسر است امروزه در بسياري موارد درست نمي ماند مثلايك بحث تحليلي با حضور مجري و كارشناسان ذاتا مناسب برنامه اي راديويي است چرا كه برپايه گفتگو - يعني استفاده از نمادهاي زباني - شكل گرفته است.
    
حال اگر اين بحث در استوديوي تلويزيون ضبط شود اگرچه از نمادهاي تصويري (حركات و حالات و ظاهر مجري و كارشناسان - دكور و اشيا و رنگ ها) در آن استفاده مي شود بازهم برنامه اي است راديويي به اضافه تصاوير چرا كه نمادهاي تصويري اش ذاتي و دروني موضوع نيستند بلكه الحاقي اند اما قالب همان قالبي است كه در راديو هست. اين نمادهاي تصويري الحاقي حسي تمركز بيننده را در مورد موضوع مخدوش مي كنند. افزودن گفتگوي تلفني به اين برنامه هم عملكردي راديويي است و تصوير گرافيكي تلفن و عكس گوينده تلفني در گوشه كادر تصوير هم برنامه را تلويزيوني نمي كنند.
    
تصاوير آرشيوي هم قادر به اين كار نيستند و باهمه اين تدابير بيننده” مي تواند با چشم بسته يعني مانند “شنونده” برنامه را پيگيري كند و چيزي را هم از دست ندهد پس عوامل فني و جلوه هاي نور و دكور متقبل زحمتي اضافه شده اند اما اگر در شرايط ويژه مثلاحمله دشمن به كشور وقوع يك فاجعه و امثالهم مقامي مهم در تلويزيون ظاهر شود و در مورد آن شرايط سخن بگويد با آنكه نمادهاي تصويري بسيار محدودند هر حركت و حالت چهره مكث، تاكيد و لحن و آهنگ گفتارش حاوي مفهومي گسترده براي بيننده است و اين يك برنامه تلويزيوني كامل و غني خواهد بود كه تاثيرش با تاثير برنامه اي همسان در راديو قياس پذير نيست و براي مثال اگر اين سخنان همزمان از هر دو رسانه پخش شود قطعا مخاطبان از نوع تلويزيوني اش استقبال گسترده تري خواهند كرد.
    
مطابق آمارهاي پژوهشي شمار مخاطبان تلويزيون ما بسيار بيشتر از راديوست و شمار مخاطبان راديو به گونه اي نگران كننده رو به كاهش است و اين باتوجه به قدرت ارتباط راديو حجم كم آن حمل و نقل پذير بودنش امكان استفاده از تعداد بسيار بيشتري از شبكه ها و امواج داخلي و خارجي امكان استفاده از آن در هر زمان و هر مكان حتي در محيط كار، در راه، در وسيله نقليه، در رختخواب، هنگام رانندگي و كار در حالت شتاب يا آرامش، جمعي و انفرادي رابطه صميمي تر آن با مخاطب و كليه ويژگي هايي كه موجب شده تا به راديو عنوان “رسانه گرمداده شود معادله درستي نيست و همين به ما مي فهماند كه براي درست درآمدن معادله يعني از كف نرفتن مخاطبان راديو و كاهش غير منطقي مخاطبان آن و براي آنكه هر يك از دو رسانه مخاطبان خاص و رو به افزايش خود را داشته باشند بايد راهكارهايي يافت.
    
يافتن راهكارهايي براي برآوردن اين مقصود بستگي تام دارد به اينكه هر يك از دو رسانه تفاوت هاي تكنيكي و ويژگي هاي منحصر به فرد خود را بشناسند و برپايه آنها برنامه سازي كنند تا هر يك مخاطبان هواخواه و راضي خود را داشته باشند.
    
پيش از آنكه برخي از مهمترين تفاوت ها و ويژگي هاي منحصر به فرد مورد نظر را بيان و مقايسه كنيم به ذكر سه نكته اساسي براي روشن شدن ضرورت طرح بحث مي پردازيم.
    
نكته نخست: آمار پژوهشي نگران كننده مورد اشاره با نگاهي موشكافانه تر به نظر مي رسد كه حاصل دو عامل مهم است يكي مشغله ها و اضطراب هاي زاييده شرايط اقتصادي و بي حوصلگي و تمركز نداشتن ناشي از آنكه خود به خود ارتباط مخاطبان را با راديو در ساعات روز قطع كرده ساعات شب را براي اغلب آنان به تنها زمان ارتباط با رسانه بدل مي كند كه در آن ساعات نيز تلويزيون برنامه هاي سرگرم كننده تري دارد. راديو رسانه اي است كه براي برقراري ارتباط با آن بايد ذهن آسوده و بي دغدغه براي تخيل آنچه شنيده مي شود داشت و بي حوصلگي و تمركز نداشتن مجالي براي اين تخيل نمي گذارد و ديگر عامل عملكرد خود راديو در برنامه سازي است كه ارتباط دقيق با سلايق و خواسته هاي مخاطبان ندارد و قادر به ايجاد آرامش و تمركز كافي در آنان نيست. عوامل روانشناختي و جامعه شناختي ديگر نيز مانند ضعف و تداخل مرتب امواج و مشكل بودن تنظيم مداوم راديو براي مخاطب خسته نداشتن كنترل از راه دور وجود نوعي خلادر ارتباط آدم هاي خسته از تلاش روزمره (حتي ميان اعضاي خانواده ها) در شرايط خاص اجتماعي و پر شدن كاذب اين خلابا حضور چهره ها و آدم هاي ديگر بر صفحه تلويزيون در كاهش آمار مخاطبان راديو و افزايش مخاطبان تلويزيون بي تاثير نيست.
    
نكته دوم: شمار مخاطبان بيشتر براي تلويزيون، مربوط به همه انواع برنامه هاي آن نيست. گروهي از برنامه ها مانند برنامه هاي علمي - پژوهشي و فرهنگي و ... بينندگان بسيار كمتري از برنامه هاي نمايشي، آشپزي، ورزشي و تفنني و ... دارند ضمن اينكه اين امر نگران كننده است.
    
بينندگان برنامه گروه دوم با اين برنامه ها بي مشكل هم نيستند مثلاتهيه غذا هاي برنامه هاي آشپزي براي درصد كمي از آنان مقدور است و برنامه هاي نمايشي كمتر با نوع و ساختار زيستي آنان مرتبط است و با علاقه مندان بسياري از رشته هاي ورزشي كمتر شاهد برنامه هاي ورزشي در مورد آن رشته ها هستند و مهم اينكه آمار اين مخاطبان بسيار با نصب هر آنتن ماهواره با ورود يك سي دي جديد به هر خانواده رو به كاهش مي نهد.
    
نكته سوم تلويزيون و فراگيري آن حقيقتي انكارناپذير است همچنان كه گسترش شبكه هاي آن در مورد كشور ما و همه جاي دنياصادق است. اما نه تلويزيون بايد حقيقتي به نام راديو را ناديده بگيرد و نه راديو بايد در مقابل تلويزيون منفعل شود. چرا كه طي تاريخ رسانه ها، هرگز با پديد آمدن رسانه اي جديد رسانه قديم تر از ميان نرفته يا افول نكرده است بلكه در شرايط ظهور رسانه جديدتر - و به طور طبيعي فراگيرتر - رسانه هاي قديم تر جايگاه و تعريف و كاركرد و كاربرد دقيق تر و تازه تر خود را يافته و به حيات و تلاش و تاثيرگذاري خود همچنان ادامه داده اند چنان كه هيچ رسانه قديمي اي كه از رسانه بودن استعفا داده يا كم تاثيرتر شده باشد در جهان يافت نمي شود.
    
و اكنون برخي از وجوه تفاوت و ويژگي هاي منحصر به فرد تلويزيون و راديو:
1.سرعت واكنش تلويزيون در برابر رخدادها در پاره اي موارد كمتر است اما راديو براي پخش زنده در مورد رخدادي كه در لحظه در حال اتفاق افتادن است مشكل كمتري دارد زيرا به افراد و امكانات كمتري براي اين كار نيازمند است.
    
مثلارويداد خبري در چند ثانيه در راديو منعكس مي شود و راديو مي تواند همزمان با ادامه رويداد شنونده را از آن آگاه كند.
    
2.ميان تلويزيون و مخاطبش عوامل متعددي چون فيلمبردار، تدوينگر، نورپرداز و ... وجود دارند اما ميان راديو و مخاطب تنها گوينده و ميكروفن فاصله مي اندازد پس تعامل مخاطب با تعداد سلايق و نگرش هاي كمتري است و توافق و همدلي ميان او با آنها آسانتر حاصل مي شود.
    
3.راديو ممكن است از يك فرد يك ضبط كننده صدا و يك تلفن تشكيل شود اما تلويزيون بدون عوامل متعدد و دستگاه هاي فني پيچيده امكان تشكيل ندارد پس گسترش راديو سهل تر انجام مي گيرد اين ويژگي باتوجه به نداشتن پرورش سيستماتيك نيروهاي فني و اجرايي از جهتي هم ممكن است باعث توفيق نيافتن راديو شود.
    
4.تلويزيون واقعيت را از ديد دوربين خود به مخاطب منتقل مي كند كه اين واقعيتي كامل است و نه تخيلي به اختيار اما راديو را به دليل شركت فعال ذهن مخاطب در ساختن واقعياتي كه اين رسانه به او منتقل مي كند “بهترين رسانه تحريك تخيل” ناميده اند به طور كلي تلويزيون در ميان رسانه هاي فراگير چون راديو، سينما و تلويزيون تاثير كمتري در انگيزش تخيل مخاطب دارد. در داستان وقايع را بدون صداهاي محيط و آدم ها تخيل مي كنيم. در راديو صداها به فعال شدن تخيل ما كمك مي كنند اما در سينما و تلويزيون تصوير به ما مي گويد اين صداها از آن همين محيط، همين آدم ها به همين شكل خاص است با اين تفاوت كه سينما روراست به ما مي گويد اين تخيل من سازنده است. نظر شما چيست و تلويزيون واقعيت را هماني مي داند كه نشان مي دهد.
    
پس تلويزيون برخلاف سينما كه با خواستن نظر مخاطب، او را به تخيلي ديگر هم دعوت مي كند نقشي براي تخيل مخاطب قائل نيست.
    
5.تصوير راديويي” يا همان تخيل شنونده آن، تصويري واقعي است مثلامخاطب شخصي را كه سخن مي گويد يا رودي را كه مي خروشد در اندازه واقعي انسان يا رود در ذهن خود مي بيند اما در تلويزيون اندازه ها به قاب صفحه نمايش محدودند كه همواره كوچكتر از اندازه طبيعي اند (همان طور كه در سينما، تصاوير از اندازه طبيعي بسيار بزرگ ترند در تصوير راديويي نوع نماها نيز در اختيار شنونده است يعني مثلااگر بخواهد نمايي بسته از دست كسي كه چيزي را پنهان كرده است در ذهن داشته باشد مجبور نيست كه نماي ديگري را كه فيلمبردار تلويزيون از چشم هاي وي ارائه مي دهد ببيند.
    
6.خبر تلويزيوني براي مخاطب مرغوب و ناب نيست زيرا حالات شخصي گوينده كه در ظاهرش نمود دارد، پوشش و ساختار چهره و اندام وي تصاوير - كه اگر آرشيوي هم نباشد همان مشكل ارائه واقعيت از ديد فيلمبردار و كارگردان را دارند - و نيز دكور و ابزار ديگر خبر را ساخته و پرداخته كادر خبري جلوه مي دهند يعني مخاطب اين تصور را دارد كه خبر به اراده عوامل كادر خبري آماده شده است اما در راديو سادگي تعامل (كسي خبر را مي دهد كساني آن را مي شنوند) مانع ايجاد چنين تصوري مي شود و همين سادگي به ارتباط صميمي ميان گوينده و مخاطب مي انجامد.
7.سرعت خبررساني در تلويزيون كمتراز راديوست اصولااز ميان سه رسانه مهم خبري يعني روزنامه، راديو و تلويزيون، اولي كمترين و دومي بيشترين سرعت را در خبر رساني دارند و تلويزيون بايد بتواند اين مشكل را به گونه اي جبران كند كه به نظر نيايد و اين مشكلي است كه علي رغم تدابير خاص تلويزيون كه به برطرف كردن درصدي از آن هم انجاميده است، هنوز كمابيش وجود دارد.
8.محدود بودن شمار عوامل و دست اندركاران برنامه هاي راديويي ميان آنان الفت و صميميت و محيط كاري گرمتر همراه با فهم دقيق تر از ايده ها و روحيات يكديگر ايجاد مي كند كه موجب امنيت رواني - عاملي بسيار مهم و اساسي در بازده كاري - مي شود كه در حصول به كيفيت برتر برنامه هاي راديويي بسيار موثر است اما در تلويزيون برنامه اي ساده حدود پانزده دست اندر كار دارد يعني هر فرد بايد خود را با چهارده تن ديگر هماهنگ كند - كه طبعا مشكل تر خواهد بود از اين امتياز راديو مي توان برعكس اكنون كه به وقت گذراني و صرف چاي و شيرين زباني مي انجامد براي كوشش همدلانه بيشتر براي ساختن برنامه هاي بهتر استفاده كرد.
    
در ضمن همين گرما و صميميت ميان عوامل برنامه به مخاطب نيز منتقل مي شود و اين يكي از دلايل دادن عنوان “رسانه گرم” به راديو است.
    
9.به طور كلي ارتباط راديو با مخاطبش به دليل حجم كمتر آن، حمل و نقل پذير بودنش و امكان استفاده از آن در هر زمان و مكان كه بيشتر ذكر شد نزديك تر و صميمي تر است مثلااز جنبه رواني همين كه تلويزيون در هر جاي خانه يا محل هاي غير از آن كه باشد بايد به نزدش رفت و تماشايش كرد آن را كمي بيگانه و حتي متكبر جلوه مي دهد. در شرايط ويژه و مهم مانند بحران ها حوادث طبيعي و رويدادهاي خاص هم امكان رفاقت با تلويزيون كمتر است مثلادر سيل و زلزله يا هنگام احتمال حمله هوايي دشمن، در هر موقعيتي مانند پناهگاهي كوچك كل خانواده مي توانند از راديو استفاده كرده از اخبار و ماجراها آگاه شوند.
10.مخاطب تلويزيون ناگزير به ديدن گوينده، مجري، دعوت شدگان به برنامه ها، مصاحبه شوندگان، سخنرانان، هنرپيشه ها و ... است و به مرور و حتي گاه پس از زماني اندك از آنها خسته مي شود چنين است كه حضور بيشتر در تلويزيون موجب فراموشي افراد و برنامه ها مي شود اما اينكه مخاطب اين افراد را در تعامل با راديو تخيل مي كند از لحاظ روانشناختي باعث تداوم حضورشان در ذهن او مي شود. تجربه نشان داده است كه چهره هاي موفق راديويي پس از زمان درازي محبوبيت با حضور در تلويزيون به مرور محبوبيتشان را از دست داده اند.
    
11.تاثير تلويزيون بر مخاطب، برخلاف تاثير راديو چندان مستمر نيست. بخشي از اين امر مربوط است به آسيب پذيري تصوير از ديدگاه نقادي، هر تصوير تلويزيوني اي را عادي ترين مخاطب هم مي تواند از حيث فن يا محتوا نقد كند مثلايك همايش هنري، ورزشي و صنفي، يا ... را از اين جهت كه شمار شركت كنندگان آن، آن گونه كه بايد زياد نيست اما كادر تصاوير پر از افراد است و يا دوربين از نشان دادن اين كاستي پرهيز دارد يا حالت يك كارشناس را از اين بعد كه اگر بر بحث مسلط است چرا چهره اش او را دستپاچه و مضطرب نشان مي دهد يا انواع تصاوير را از اين جهت كه بهتر بود زاويه ديگري داشته باشند مي توان نقد كرد اما راديو اين آسيب پذيري را ندارد زيرا مخاطب تصوير همه چيز را به گونه اي كه از نظر خودش بي عيب است در ذهن مي سازد.
    
12.برنامه سازي در تلويزيون به دليل نياز به عوامل بيشتر و لاجرم هماهنگي هاي طولاني تر،
    
هزينه بر بودن و ناگزير انتظار بيشتر براي تامين بودجه نياز به فضاهاي خاص مثلااستوديويي با مشخصاتي ويژه كه براي گرفتن وقت از آن بايد در نوبت ماند احتياج به واحدهاي ديگر و دستگاه هاي ديگر كه آن هم زمان مي برد مثلابايد براي در اختيار گرفتن دستگاه هاي تدوين يا امكانات دوبلاژ و ... به نوبت ماند، ديرتر انجام مي شود اما برنامه سازي در راديو به دليل نياز به عوامل كمتر و نياز نداشتن به دستگاه هاي پيچيده فني و نداشتن برخي مراحل مانند مراحل دوبلاژ و ... زمان كمتري براي هماهنگي مي خواهد و سريع تر است. مثلاساختن فيلمي يك ساعته براي تلويزيون بين يك تا دو ماه (تنها در مرحله ساخت) وقت مي برد و انجام مراحل فني آن هم باز به زمان نيازمند است اما نمايشي راديويي به همان مدت معمولاشش جلسه تمرين و يك جلسه براي ضبط زمان مي خواهد و مراحل خاص ديگري هم پيش رو ندارد.
    
13.مثالي عاميانه هست به اين مضمون كه با چاقو مي توان سيب زميني پوست كند و مي شود با آن كسي را مجروح كرد. اين مثال در مورد رسانه ها صادق است و رسانه هاي فراگيرتر مصداق هاي دقيق تر آن اند. دو رسانه فراگير راديو و تلويزيون توان و ظرفيت حقيقت گرايي و خلاف آن را به خوبي دارند يقينا نيت مخترعان هردو رسانه خير بوده است اما نگاه مادي و غير اخلاقي و جهانگشايانه و سلطه طلبانه نخستين به كارگيرندگان اين دو رسانه در غرب موجب بهره گيري رذيلانه از بعد دروغگويي و ضد حقيقت گرايي آنها شده براي رسيدن به اهدافي غير انساني اين بهره گيري غلط بويژه در شرايط خاص جهان در زمان پديد آمدن اين دو، و ادامه آن تاكنون باعث بدبيني مخاطبان در سطح دنيا به راديو و تلويزيون شده است در اين ميان قدرت دروغگويي و وارونه كردن واقعيات و حقايق در تلويزيون به دليل پيچيدگي خاص و امكان و قدرت افزون ترش بيش از راديوست. به علت آنكه در ساختار ذهني انسان تاثيرات بصري به شدت ماندگارتر از تاثيرات سمعي اند.
    
عنصر تصوير تاثير دوگانه تلويزيون را به شدت افزايش مي دهد. نوع عملكرد تلويزيون در هر جامعه اي نيز در كاهش يا افزايش بدبيني آحاد آن جامعه به تلويزيون موثر است. از سويي از آغاز پيدايش تلويزيون هيچ گونه تعهدي براي آن تعريف نشده است. اما براي راديو نوعي تعهد البته خيلي كمرنگ تر از رسانه اي چون كتاب از ابتدا تعريف شده بود. راديو و تلويزيون ما كه پس از انقلاب از معدود راديو تلويزيون هاي متعهد جهان به شمار مي آيد بايد مراقب باشد كه با سهل انگاري در تحقق تعهد خود بدبيني تاريخي ذهن جامعه را بويژه كه جامعه پيش از آن ظرفيت و توان، ضد حقيقت گرايي و فريب اين رسانه را تجربه كرده است دوباره بر نيانگيزد و اين علاوه بر غني سازي محتوا كه تمركز هر دو رسانه بر آن است قطعا به ارتقاي كيفي برنامه ها نيز بستگي دارد و نخستين گام در ارتقاي كيفيت هرچه راديويي تر كردن برنامه هاي راديو و هرچه تلويزيوني تر كردن برنامه هاي تلويزيون باتوجه به تفاوت ها و ويژگي هايي كه برشمرديم و ديگر مواردي كه از حوصله مطلب خارج اند و با هدف اصلاح منطقي آمار مورد اشاره (كه حاصل پژوهش مركز تحقيقات سازمان صدا و سيماست) خواهد بود.
ساختاررادیوو تلویزیون

 1.تلویزیون

ازجنبه فنی تغییرات فراوانی درتلویزون اتفاق افتاده است.درنتیجه،هم اینک انواع مختلفی از سیستم های تلویزیونی دراختیار تبلیغ کنندگان قرار دارد تا بتوانند به این وسیله پیام های خودرا دراختیار مخاطبان قراردهند

1.1.تلویزیون شیکه ای دارای سیم

هرگاه دویاچند ایستگاه قادر باشند از طریق یک منبع،برنامه های مشابهی را پخش کنند،یک شبکه به وجود می آید.شبکه ها می توانند هوایی یا کابلی باشند.

1.2.تلویزیون شبکه ای بدون سیم

برخلاف شبکه های دارای سیم ایستگاه های شبکه ای بدون سیم،کاری با برنامه سازی ندارند ولی به هرآنچه به فروش تبلیغات مربوط می شوند کار دارند.این شبکه ها،اساساسا نمایندگی فروشند.ضمنا به مشتریان خود درامر برنامه ریزی رسانه ای کمک می کنند.

1.3.تلویزیون عمومی

تلویزیون هایی هستند که بیشتر به برنامه های سراسری وعمومی می پردازند ودر کشورهایی مانند آمریکا به عنوان تلویزیون بدون آگهی های تجاری نامیده می شوند.هرچند درحال حاضربه علت کمبود بودجه درهمان کشورها برنامه های تبلیغی البته براساس میزان محدود ومشخص،صورت می گیرد

1.4.تلویزیون کابلی ومشترک پذیر

هدف اولیه از ایجاد تلویزیون کابلی،این بود که دریافت امواج درمناطق خاصی از کشور،به خصوص کوهستانی وشهرهای بزرگ بهبود یابد.با وجود این،برنامه بندی دیگری باتاکیر بر برنامه های سرگرم کننده واطلاعاتی سیی اولیه رشد سریع سیستم های کابلی شده است.

بااستناد به داده های اولیه دفتر تبلیغات کابلی آمریکا(CAB)،عواید تبلیغاتی شبکه های کابلی در سال 1982بالغ بر 230میلیون دلار بودکه تا اواخر سال 1992 این رقم به 3.6 میلیارد دلار رسیدودر سال 1995 به 5.2 میلیارد افزایش یافت.

بعضی از این سیستم ها ی کابلی،هم برنامه های خودرا تهیه وپخش می کنند وهم از برنامه های ارسالی توسط ایستگاه های VHF درباند امواج بسیار بلند درطیف طول موج یا ایستگاه های UHF استفاده می کنند.

برنامه های پولی،گزینه موجود برای مشترکانی است که باپرداخت پول اضافه درماه امکان پذیر می شودومعمولا شامل فیلم های سینمایی، برنامه های ویژه وبرنامه های ورزشی می شوند.

درسال 1990،دوازده میلیون خانه درآمریکا برای استفاده از از کابل پولی سیم کشی شد

زمان بندی تلویزیون کابلی به دونوع تقسیم می شود:شبکه ای ومحلی.

1.5.تلویزیون محلی

ایستگاه های تلویزیون های محلی هرکدام وابسته به یک شبکه اند وهم برنامه های شبکه وهم برنامه های خود را پخش می کنند

1.6.تلویزیون تخصصی

این سیستم با پیام های تلویزیونی خود تلاش می کنند تا به مخاطبان خصوصی دسترسی پیدا کنند،به طریقی که با تاثیر یا کارآیی بیشتری نسبت به شبکه ، تلویزیون کابلی یا تلویزیون محلی عمل می کنند

1.7.تلویزیون تعاملی :پس از چند بار ناکامی سرانجام تلویزیون تعاملی به بلوغ خود نزدیک شد.کنترل بیننده یا متعامل می تواند یکی از از این سه شکل را داشته باشدک

شکل اول:ویدیو برحسب تقاضا است که بینندگان آنچه را که خود می خواهندوزمان تماشا را کنترل می کنند

شکل دوم:سیستمی است که اطلاعات را در دستگاه تلویزیون ذخیره می کند وبه بینندگان امکان می دهد تا برنامه ها را از طریق یک وسیله خانگی تماشی کنند

شکل سوم:پخش توامان است که اطلاعات دیجیتالی را به همراه پخش معمولی تلویزیونی منتل می کنند.بینندگان می توانند برنامه ها را کنترل کنند.از طریق فشار دادن دکمه های انتخابی خود برروی صفحه کنترل،می توانند بازیکنان دفاعی مسابقه فوتبال خاصی را پیش بینی کنند ویا هنگام پخش یک فیلم مستند،اطلاعات بیشتری بخواهند.

مثالی درباره تلویزیون تعاملی،تلویزیون موسیقی تعاملی است.اگر شخصی در حال تماشای شبکه موسیقی تعاملی باشد،می تواند با استفاده از کنترل از راه دور،اشعار موسیقی پخش شده را بر روی صفحه بیاورد،زاویه دوربین را عوض کند یا حتی مستقیما از طریق دستگاه تلویزیون آلبوم آن را بخرد.بینندگان تعاملی همچنین می توانند از طریق نظردادن راجع به ویدیو هایی که دوست دارند یا ندارند،به آن شبکه پیام بفرستند یا وارد مسابقه ترویجی شوند