يافته هاي مطالعه   تیمز /* /*]]>*/ به منظور مقايسة پيشرفت تحصيلي دانش آموزان، مقياس آزمون رياضي و علوم با استفاده از عملكرد دانش آموزان كشورهايي كه در دو مطالعة TIMSS و TIMSS-R شركت داشته اند، محاسبه شده است. از مدل سه پارامتري نظريه سؤال - پاسخ براي نمره گذاري سؤال هاي پاسخ گزين و مدل دو پارامتري براي نمره گذاري سؤال هاي پاسخ نگار استفاده شده است. بر اساس يافته هاي مطالعه و بدون توجه به تعداد و محتواي سؤال هاي آزمون رياضي در دو مطالعة TIMSS و TIMSS-R، متوسط درصد پاسخ هاي صحيح دانش آموزان ايران در فاصله چهار سال تحصيلي 2 درصد كاهش يافته است. ضمن آن كه متوسط درصد پاسخ هاي صحيح دانش آموزان سال سوم راهنمايي در سؤال هاي مندرج در برنامة درس رياضي در فاصله چهار سال تحصيلي نيز 2 درصد كاهش يافته است. از طرف ديگر با در نظر گرفتن عملكرد دانش آموزان 26 كشور شركت كننده در دو مطالعه، متوسط عملكرد دانش آموزان كشور در فاصله چهار سال تحصيلي 4 نمره (در مقياس ميانگين 487 و انحراف استاندارد 100) افزايش يافته است. ميزان افزايش براي دانش آموزان دختر ايران 3 نمره و دانش آموزان پسر 2 نمره است. تفاوت متوسط عملكرد دانش آموزان دختر و پسر سال سوم راهنمايي در دو مطالعة TIMSS و TIMSS-R 24 نمره است كه در سطح 5 درصد معني دار است. در مقابل 4 نمره افزايش در متوسط عملكرد رياضي دانش آموزان سال سوم راهنمايي ايران در فاصله چهار سال تحصيلي، متوسط عملكرد رياضي دانش آموزان 26 كشور 2 نمره افزايش يافته است. به علاوه در فاصله چهار سال تحصيلي متوسط عملكرد دانش آموزان دختر و پسر كشورهاي شركت كننده در دو مطالعه به ترتيب 3 و 2 نمره افزايش يافته است و تفاوت هاي مشاهده شده در سطح 5 درصد معني دار است. مقايسة متوسط درصد پاسخ هاي صحيح دانش آموزان سال سوم راهنمايي در 48 سؤال مشترك آزمون رياضي در دو مطالعه نشان دهندة يكسان بودن عملكرد دانش آموزان است. اگرچه متوسط درصد پاسخ هاي صحيح دانش آموزان سال سوم راهنمايي در سؤال هاي مشترك هر يك از 5 مجموعه آزمون رياضي در دو مطالعه يكسان نيست، ولي ميزان افزايش و يا كاهش در متوسط عملكرد دانش آموزان در هيچ يك از زير مجموعه ها معني دار نيست. بررسي وضعيت توزيع پراكندگي نمرات دانش آموزان سال سوم راهنمايي در دو مطالعه و در ميان 26 كشور نيز تفاوت معني داري را نشان نمي دهد. با وجود اين، سهم دانش آموزان ايران در 10 درصد، 25 درصد، 50 درصد و 75 درصد بالاي توزيع نمرات در مطالعة TIMSS-R به ترتيب يك درصد، 2 درصد،  2 درصد و يك درصد بيش تر از مطالعة TIMSS است. مقايسة متوسط عملكرد دانش آموزان 17 كشور كه در پايه هاي بالاي جمعيت هاي يك و دو مطالعة TIMSS و پاية هشتم (سال سوم راهنمايي) مطالعة TIMSS-R شركت داشته اند با متوسط عملكرد دانش آموزان سال سوم راهنمايي ايران بيانگر عدم تفاوت در متوسط عملكرد دانش آموزان كشور با متوسط عملكرد دانش آموزان 17 كشور است. شايان ذكر است كه با توجه به متوسط عملكرد دانش آموزان 38 كشور شركت كننده در مطالعة TIMSS-R، رتبه دانش آموزان ايران در اين مطالعه در آزمون رياضي 33 مي‌باشد. بر اساس يافته هاي مطالعه و بدون توجه به تعداد و محتواي سؤال هاي آزمون علوم در دو مطالعة TIMSS و TIMSS-R، متوسط درصد پاسخ هاي صحيح دانش آموزان ايران در فاصله چهار سال تحصيلي 5 درصد كاهش يافته است؛ ليكن تفاوت مشاهده شده از لحاظ آماري معني دار نيست. ضمن آن كه متوسط درصد پاسخ هاي صحيح دانش آموزان سال سوم راهنمايي در سؤال هاي مندرج در برنامة درس علوم در فاصله چهار سال تحصيلي نيز 2 درصد كاهش يافته است. از سوي ديگر، با در نظر گرفتن عملكرد دانش آموزان 26 كشور شركت كننده در دو مطالعه، متوسط عملكرد دانش آموزان كشور در فاصله چهار سال تحصيلي 15 نمره (در مقياس ميانگين 488 و انحراف استاندارد 100) كاهش يافته است. ميزان كاهش براي دانش آموزان دختر ايران 18 نمره و دانش آموزان پسر 14 نمره است. تفاوت متوسط عملكرد دانش آموزان دختر و پسر سال سوم راهنمايي در دو مطالعة TIMSS و TIMSS-R  به ترتيب 27 و 31 نمره است كه در سطح 5 درصد معني دار است. در مقابل 15 نمره كاهش در متوسط عملكرد علوم دانش آموزان سال سوم راهنمايي ايران در فاصله چهار سال تحصيلي، متوسط عملكرد علوم دانش آموزان 26 كشور شركت كننده 3 نمره افزايش يافته است. به علاوه، در فاصله چهار سال تحصيلي متوسط عملكرد دانش آموزان دختر و پسر كشورهاي شركت كننده در دو مطالعه به ترتيب 6 و 3 نمره افزايش يافته است و تفاوت هاي مشاهده شده در سطح 5 درصد معني دار است. مقايسة متوسط درصد پاسخ هاي صحيح دانش آموزان سال سوم راهنمايي در 48 سؤال مشترك آزمون علوم در دو مطالعه نشان دهندة 2 درصد كاهش در عملكرد دانش آموزان است ولي تفاوت مشاهده شده معني دار نيست. اگرچه متوسط درصد پاسخ هاي صحيح دانش آموزان سال سوم راهنمايي در سؤال هاي مشترك هر يك ازمجموعه هاي آزمون علوم كاهش يافته است، ولي ميزان كاهش در متوسط عملكرد دانش آموزان در هيچ يك از زير مجموعه ها معني دار نيست. بررسي وضعيت توزيع پراكندگي نمرات دانش آموزان سال سوم راهنمايي در دو مطالعه و در ميان  26 كشور نشان مي دهد كه سهم دانش آموزان ايران در 10 درصد بالاي توزيع نمرات ثابت مانده است. ولي در 25 درصد، 50 درصد و 75 درصد بالاي توزيع نمرات سهم دانش آموزان ايران در مطالعة TIMSS-R به ترتيب يك درصد، 5 درصد و 9 درصد كم تر از مطالعة TIMSS است. تفاوت مشاهده شده در گروه 75 درصد بالاي توزيع معني دار است. مقايسة متوسط عملكرد دانش آموزان 17 كشور كه در پايه هاي بالاي جمعيت هاي يك و دو مطالعة TIMSS و پاية هشتم (سال سوم راهنمايي) مطالعة TIMSS-R شركت داشته اند با متوسط عملكرد دانش آموزان سال سوم راهنمايي ايران بيانگر كاهش در متوسط عملكرد دانش آموزان كشور در مقايسه با متوسط عملكرد دانش آموزان 17 كشور است. شايان ذكر است كه با توجه به متوسط عملكرد دانش آموزان 38 كشور شركت كننده در مطالعة TIMSS-R، رتبه دانش آموزان ايران در اين مطالعه در آزمون علوم 31 مي باشد. مقايسة پاسخ هاي دريافتي از مديران و دبيران دو مطالعه بيانگر آن است كه در بسياري از شاخص ها تغيير قابل توجهي به وجود نيامده است. با وجود اين، در فاصله چهار سال تحصيلي ميزان تراكم دانش آموز در كلاس هاي سوم راهنمايي كشور كاهش يافته است، ليكن اين كاهش از لحاظ آماري معني دار نيست. از ديد مديران مدارس مورد بررسي در ايران، كمبود "بودجه براي خريد وسايل"، كمبود و نارسايي در "ساختمان و محوطه مدرسه"، "دستگاه هاي سرمازا، گرمازا و روشنايي"، "فضاي آموزشي"، "رايانه و نرم افزار"، "ماشين حساب"، "مواد و وسايل آزمايشگاهي براي آموزش علوم"، "مواد كتابخانه اي مربوط به آموزش رياضي و علوم" و "وسايل سمعي و بصري" بر جريان يادگيري و آموزش رياضي و علوم در مدارس اثر منفي مي گذارند. شاخص تأكيد دبيران رياضي سال سوم راهنمايي بر "استدلال رياضي و حل مسأله" در فاصله چهار سال تحصيلي افزايش يافته است و ميزان افزايش در سطح تأكيد "زياد" دبيران در مقايسه با متوسط اين شاخص در 26 كشور شركت كننده در دو مطالعه 6 درصد بيش تر است. ميزان شاخص تأكيد "زياد" دبيران بر انجام "تكاليف رياضي" در فاصله چهار سال تحصيلي افزايش يافته است. مقايسة نظر دبيران رياضي ايران در دو مطالعه در مورد وادار كردن دانش آموزان به انجام    "فعاليت هاي حل مسأله" در كلاس رياضي نشان مي دهد درصد دانش آموزان دبيراني كه از آن ها خواسته مي شود در "تمام" دروس يا "بيشتر" دروس رياضي "براي يك نظريه دليل ارائه دهند"، كاهش يافته است. در مقابل درصد دانش آموزان دبيراني كه از آن ها خواسته مي شود در "تمام" دروس يا "بيشتر" دروس رياضي "با استفاده از جدول ها يا نمودارها، رابطه ها را تحليل ونشان دهند"، "روي مسائلي كه راه حل آشكاري ندارند كار كنند"، "معادله هايي براي نمايش رابطه ها بنويسند" و "مهارت هاي محاسباتي را تمرين كنند" افزايش يافته است. ليكن تنها ميزان افزايش در فعاليت "تمرين مهارت هاي محاسباتي" در سطح 5 درصد معني دار است. شاخص تأكيد دبيران علوم سال سوم راهنمايي بر "استدلال علمي و حل مسأله" در فاصله چهار سال تحصيلي افزايش يافته است و ميزان افزايش در سطح تأكيد "زياد" دبيران ايران در مقايسه با متوسط اين شاخص در 26 كشور شركت كننده در دو مطالعه يك درصد بيش تر است. ميزان شاخص تأكيد "زياد" دبيران بر انجام "تكاليف علوم" در فاصله چهار سال تحصيلي افزايش يافته است. مقايسة نظر دبيران علوم ايران در دو مطالعه در مورد وادار كردن دانش آموزان به انجام    "فعاليت هاي حل مسأله در كلاس علوم" نشان مي دهد درصد دانش آموزان دبيراني كه از آن ها خواسته مي شود در "تمام" دروس يا "بيشتر" دروس علوم" براي يك نظريه دليل ارائه دهند" و "روي مسائلي كه راه حل آشكاري ندارند كار كنند" كاهش يافته است. در مقابل درصد دانش آموزان دبيراني كه از آن ها خواسته مي شود در "تمام" دروس يا "بيشتر"  دروس علوم " با استفاده از جدول ها يا نمودارها، رابطه ها را تحليل و نشان دهند "، "در مورد مشاهدات انجام شده توضيح مناسب بنويسند و علت وقايع مشاهده شده را بيان كنند" و "ترتيب وقايع را مشخص كنند و براي چگونگي سازمان دهي آن ها دليل ارائه كنند" افزايش يافته است. ليكن تنها ميزان افزايش در فعاليت "نوشتن توضيح مناسب در مورد مشاهدات انجام شده و بيان علت وقايع مشاهده شده" در سطح 5 درصد معني دار است. ميزان تاكيد "زياد" بر "استفاده از ماشين حساب" در كلاس هاي رياضي ايران افزايش يافته است، در حالي كه در مجموع ميزان تاكيد "زياد" بر استفاده از اين ابزار در 26 كشور شركت كننده كاهش يافته است. شاخص موجود بودن منابع آموزشي براي تدريس رياضي در فاصله چهارسال تحصيلي در مدارس كشور بهبود يافته و ميزان افزايش از متوسط ميزان افزايش در 26 كشور بيش تر است. اگر چه دانش آموزان سال سوم راهنمايي ايران در مقايسه با هم پايه هاي خود در ديگر كشورها ساعات بيش تري از وقت خود را در خارج از مدرسه به مطالعه و انجام تكاليف رياضي و علوم اختصاص مي دهند، ولي در فاصله چهار سال تحصيلي مدت زمان اختصاص يافته به زمان مطالعة خارج از مدرسه تا حدودي كاهش يافته است. در ميزان نگرش مثبت دانش آموزان سال سوم راهنمايي كشور نسبت به رياضي همانند متوسط ميزان نگرش دانش آموزان 26 كشور در فاصله چهار سال تحصيلي تغيير محسوسي به وجود نيامده است. به علاوه در ميزان نگرش مثبت دانش آموزان سال سوم راهنمايي كشور نسبت به علوم بر خلاف متوسط ميزان نگرش مثبت دانش آموزان 26 كشور شركت كننده در فاصله چهار سال تحصيلي كاهش معني دار به وجود آمده است. مقايسة پاسخ هاي دريافتي از دانش آموزان دو مطالعه بيانگر آن است كه ميزان شاخص دسترسي به "منابع آموزشي در منزل" براي دانش آموزان در فاصله چهارسال تحصيلي بهبود يافته است. ميزان افزايش در درصد دانش آموزان داراي دسترسي به سه منبع آموزشي "فرهنگ لغت"، "ميز تحرير" و "رايانه" معني دار است. اگرچه ميزان دسترسي دانش آموزان ايران به رايانه در مقايسه با دانش آموزان ديگر كشورها بسيار كم است، ولي ميزان افزايش در درصد دسترسي به رايانه در فاصله چهار سال تحصيلي معني دار است. هم چنين درصد دانش آموزان داراي "بيش تر از 25 كتاب" غير درسي در منزل افزايش و درصد دانش آموزان داراي "كمتر از 25 كتاب" غير درسي در منزل كاهش يافته است.

تهیه وتنظیم: حسین طالب زاده